فیروزه جمعه پور

من از مصاحبت آفتاب می آیم ..... کجاست سایــه ؟

مرد
نویسنده : فیروزه جمعه پور - ساعت ۱٠:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٢٠
 

 

 

 

....پاره ای از آسمان در گودال های آبی که از باران دیشب به جا مانده ، برق می زند . کفش هایش کمی در گل و لای فرو می رود . ناکام شده است ، و حالا صداها پشت سرند ، درست بیرون از دیدرسش همهمه نامفهومی دارند ، پشت سرش ، این جا ، نه بر می گردد و صداها جای دیگری رفته اند . صداها بر گشته اند و سردرد به قاطعیت باران نزدیک می شود ، سردردی که وجودش را درهم خواهد شکست و خود را به جای او خواهد گذاشت ....

 

بخشی از کتاب ساعت ها نوشته مایکل کا نینگهام