عبور

 

 

می خواهم امشب از تو عبور کنم

از بودن من دیگر وقتی نمانده است !  

 ای شب ...
ساعتی را در خواب باش   
شرم پاکم تماشایی نیست
دیری ست در خلوت اتاقم
 مثل باد
 در غفلت بودم 
خیال می کردم
 خواهم ماند
خواهم بود ...

 اما از من دیگر
 وقتی نمانده است
 بگذار از تو 

 عبور کنم !

 

 

/ 2 نظر / 24 بازدید
محمد رضا معصومی

نظر شخصی من این پر معنا ترین کاری است که ازت دیدم. --------- جاده و پرسه ی وحشت من و تبلرز شبونه تو نگاه میکنی و من از تو میرسم به خونه . -----