عروس

 

 

 

....

آندری آندرییچ ادامه داد " عزیزم ، وقتی ازدواج کردیم با هم به روستا می رویم و مشغول به کار می شویم ! قطعه ی کوچکی زمین وباغی با رودخانه می خریم ، زحمت می کشیم و زندگی را تماشا می کنیم ........... آه که چقدر عالی می شود ! "
کلاهش را برداشت و باد موهایش را آشفته کرد . نادیا به حرفهایش گوش می داد و فکر می کرد " خدایا می خواهم بروم خانه ! خدایا ! "  ....


قسمتی از داستان "عروس" نوشته ی "آنتوان چخوف"



/ 18 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
اسما

خیلی عالی شده.فکر میکنم یعنی احساس میکنم این عکس رو از خونه ی زلزله زدها گرفتی؟ولی فوق العاده شده مثل چمدونای مامانا میمونه

حمید سبحانی

خیلی عالیه و این برش کوتاه از داستان فوق العاده به عکس کمک کرده ممنون

پوریا موزرم نیا

تفاوت بسیار زیاد بین زندگی ما و آن ها، به آدم یک حس دوگانه را القاء می کند که ما خوشبختیم که آنگونه نیستیم؟! یا آنها بدختند که اینگونه نیستند؟! و البته شاید اساسا بر عکس! عکس بسیار زیباییست.

محسن. ب.

اثری کاملا تاثیرگذار. جنس عنوان و خلاقيت شما، نشان از شناخت قدرت رسانه ي كلام در هم آوايي با تصوير دارد. آفرين :)

شاهرخ حیدری

mamnon babat comment por mehreton.in aks o khili dost daram .akse nimkat va darkhtha ro khili bishtar az in vali fekr mikonam age yekhorde conterastesh bishtar beshe va kami az paein kadret kam beshe khili hese behtari mide doste man. eradatmand shahrokh

نوید ریحانی

مینیمالیسم به همراه نگاه خوبتون به عناصر زنانه نتیجه ی بی نظیری داشته...

masoud

eyval .vaghean khobe .man ghablaz inke onvanesho bebinam yade arosi o arosaye ghadimi oftadam .vaghean to in ax sedaye ye shologhiye arosi kheyli arom miad

محمد رضا معصومی

عکس خوبیه . من همیشه به این نوع عکاسی میگم واقعیات جدید . واقعیتش هم اینه که این نوع عکاسی یک مکتن تعیین کننده بود در سال های دهه ی 20 آلمان . که بعدها خیلی گسترده شد و این نگاه که چند سالیه تو ایران خیلی پر طرفدار شده یا آور اون مکتبه . هر چند که ممکنه این نوع عکاسی مستقیم مرتبط با اون مکتب نباشه ولی نزدیکی شگفت انگیزی با اون نگاه داره .